X
تبلیغات
صریر
صریر

ادبی ،سیاسی،فرهنگی و اجتماعی

 

 

به رايانه كه از يارانه گويم

سخن هايي هدفمندانه گويم

ز بيم آنكه پولم را بگيرند

جوابش را چه نامردانه گويم!!

خودم را در سوالاتي كه دارند

نياز آلوده اي بي خانه گويم

به وقت ثبت نام خود ندانم

بله گويم به آنان يا نه گويم؟!

موضوعات مرتبط: شعر

نوشته شده در سه شنبه 1393/01/26ساعت 11:35 قبل از ظهر توسط حمزه (امیر)خلیلی واوسری|

 

عـُـــمـر آن بـود که در صـُـحـبـت دلـدار گـذشـت        حـیـف و صـد حـیـــف که آن دولـت بیـدار گـذشـت
آفـتــــــــابـی زد و ویــــــرانه دل روشـــن کـــرد         
لـیـک، افـســوس که زود از سـر دیـوار گـذشـت
خـیـــره شـد چشــــم دل از جـلـوه مـســـتـانـه او        
تا زدم چـشـــم بـه هـــــم ، مـُهـلت دیـدار گـذشـت
بــُــرو ای نـاصـــحِ مـجـــنـون ،  ز پـی کـار دگر        
نقـش بـر آن مـزن، کـار از مـن از کـار گـذشـت!
بـگش
ـــــا دفـــتـــر هـــــــــذیـانِ تـبِ عـشـقِ مـرا        
تـا بــِــدانـی کـه چـــهـا ، بـر دل بـیمـــــار گـذشـت
هـر چـه غـم هـسـت خـُـدایـا بـه دل ما بـفـرسـت        
کـه بــــرای دل مـا از کــم و بـســـــــیـار گـذشـت!
شـُــــدم آن روز،  ز درمــــان دل خـود نـُــومـیـد        
که مــُــداوای وی از مـعـــــجـزِ خـمّـــــار گـذشـت
اعـتقـادم ز تـو هـم سـلـب شـد ای بـاده فـروش!        وان کــــــرامـات کـه دیـدیــم ز تـو پـار، گـذشـت!

عماد خراسانی

موضوعات مرتبط: شعر

نوشته شده در یکشنبه 1393/01/17ساعت 5:31 بعد از ظهر توسط حمزه (امیر)خلیلی واوسری|

 

mohamad-hassan-mohamadi

سهم من از نو بهاران جز دلي نوميد نيست

آسمان ابريست در من ؛ حضرت خورشيد نيست

جويبار لحظه ها جاري و ما بر سبزه اش

آه حسرت مي كشيم چون سايه سار بيد نيست

سال نو مي آيد و ما را ولي يك ذره هم

اشتياق ديدن خورشيد  روز عيد نيست

آنكه چون نامش نكو در خاندانم بود ؛ رفت

در قبيله چهره اش چون ماه مي تابيد ؛ نيست

بس كه ديدارش برايم روز و شب تكرار بود

كي به ذهنم مي رسيد اين بودني جاويد نيست؟!

هم برادر بود ما را هم پدر در زندگي

اين حقيقت هست آري ؛ از ره تمجيد نيست

مرگ بلبل در بهاران باغ را پژمرده كرد

گرچه در لطف الهي ذره اي ترديد نيست

موضوعات مرتبط: شعر

نوشته شده در سه شنبه 1392/12/27ساعت 3:45 بعد از ظهر توسط حمزه (امیر)خلیلی واوسری|

علي سال ۳۱ ارديبهشتسال ۱۳۶۶ پر كشيد و محمد حسن ۲۹بهمن سال ۱۳۹۲ به ايشان پيوست و من ماندم و داغ دو برادر.

چقدر داغ برادر سخت است!

موضوعات مرتبط: مطالب فرهنگی و اجتماعی

نوشته شده در چهارشنبه 1392/12/14ساعت 4:30 بعد از ظهر توسط حمزه (امیر)خلیلی واوسری|

 

 

 

فقط مي توانم بگويم كه برادرم ناگهان پر كشيد.

نه مي خواهم و نه مي توانم باور كنم.

از همه كساني كه با حضور و پيام و پيامك تسلاي خاطر مان بودند؛ تشكر مي كنم.

قدر برادرانتان را بدانيد.به قول وحشي بافقي:

یاران رفیق و همنفس و یار من کجاست

مردم ز غم ، برادر غمخوار من کجاست


من بیخودانه سینه بسی کنده‌ام زدرد

گویید مرهم دل افگار من کجاست


دارم تنی به صورت طاووس داغ داغ

طوطی زبان نادره گفتار من کجاست


بگداختم چنانکه نشستم به روز شمع

آتش نشان آه شرربار من کجاست


بی یار و بی‌کسم ، چه کنم چیست فکر من

آنکس که بود یار وفادار من کجاست


بیمار بود آنکه غمش ساخت بیخودم

آگاهیم دهید که بیمار من کجاست


با خواب نور دیده به سیلاب گریه رفت

آن نوربخش دیده بیدار من کجاست


دل زار شد ز نوحه من نامراد را

ای همدمان مراد دل زار من کجاست


روز خزان نهاد گلستان عمر من

آن گل که بود رونق گلزار من کجاست



 

موضوعات مرتبط: مطالب فرهنگی و اجتماعی

نوشته شده در شنبه 1392/12/10ساعت 12:31 بعد از ظهر توسط حمزه (امیر)خلیلی واوسری|

اي فريد همه ي دهر خدا يارت باد

 هر چه دل هست در اين شهر گرفتارت باد

اي تو مطلوب همه ؛ طالب چشمان تو من

آسمان تا به ابد چتر نگونسارت باد

دل كه بي بارش ناز نگهت افسرده ست

جرعه نوش از ادب و شوكتِ گفتارت باد

زخم هاي قلم و مدرسه و درس و كتاب

مرهم آميخته از دست هنر بارت باد

نور  ايمان كه زحب الوطنت برخيزد

روشناي خرد و دانش و افكارت باد

خاطرات كهنم گرچه هميشه تازه ست

باز هم تازه تر از لذت ديدارت باد

 

 

موضوعات مرتبط: شعر

نوشته شده در دوشنبه 1392/11/28ساعت 12:9 بعد از ظهر توسط حمزه (امیر)خلیلی واوسری|

 

 

 

 

مي گويند در مراسم شب شعري كه حميد مصدق هم بود ؛ كسي شعر او را خواند.مصدق از آن شخص پرسيد: شعر مال كيست؟ گفت: مال من. گفت: تو كي هستي؟ گفت: حميد مصدق.

مصدق خنديد و گفت: شنيده بودم شعر مي دزدند ؛ ولي نشنيده بودم شاعر هم مي دزدند!!

حالا اين موضوع براي قله شاه دژ ما دارد تكرار مي شود.

به اين خبر( يا خبر سازي) توجه كنيد:

ایرنا:شاه دژ نام قلعه‌اي است كه بر فراز يكي از بلندترين قله‌هاي رشته كوه البرز واقع شده به نحوي كه اين دژ بر جاده كرج - چالوس، سد و درياچه اميركبير كرج و تاسيسات آن، روستاهاي همجوار و شهر كرج، اشراف كامل دارد و پس از گذر قرنها هنوز دست نيافتني و تسخيرناپذير به نظر مي‌رسد. قلعه‌اي از دوره ايلخانان كه بر بالادست صخره‌هاي سترگ و سخت و لبه پرتگاه بنا شده تا دسترسي به آن دشوار باشد، آنچنان دشوار كه پس از گذر قرنها، رسيدن به آن تنها با تجهيزات كوهنوردي و مهارت و آشنايي با مسير آنهم توسط كوهنوردان ميسر است.
مسير دشوار دسترسي به اين قلعه موجب شده تا اطلاعات كمي از اين قلعه در اختيار باشد و حتي قطعه عكسي از آن در اداره ميراث فرهنگي كرج، وجود ندارد.
اين قلعه نيز يكي از قلعه‌هاي حسن صباح ، مروج مذهب شيعه اسماعيليه در ايران است كه در دوره سلجوقيان قلعه‌هاي زيادي در سلسله جبال البرز بنيان نهاد.
اين قلعه‌ها در مكانهايي ساخته مي‌شد كه كسي نمي‌توانست به آساني به آنها دست يافته و وارد قلعه شود. قلعه شاه دژ كه در ميان اهالي به شاه دزد نيز معروف شده، بر بلنداي يكي از قله‌هاي رشته كوه البرز در منطقه آسارا موسوم به گورا يا بورا در يك كيلومتري روستاي
سرزيارت و امتداد روستاي سيجان واقع شده است. قلعه‌اي صعب العبور كه در زمانهايي توسط برخي سودجويان براي يافتن گنج حفاري غيرمجاز و تخريب شده است.
شاه دژ كرج قلعه مستحكمي بوده كه اكنون فقط بقايايي از آن باقي مانده كه به گفته دهيار روستاي سيجان (روستايي كه در مجاورت اين قلعه واقع شده) ، هنوز آثاري از حضور حسن صباح و هوادارانش در آن به چشم مي‌خورد. رضا محمودي نيا به خبرنگار ايرنا مي‌گويد: اكنون حمام و اصطبل اسبان اين قلعه باقي مانده اما به دليل سختي راه دسترسي، كمتر كسي از آن خبر دارد.
به گفته وي، توجه بيشتر مسوولان ذيربط به اين قلعه و امكان دسترسي كارشناسان و باستان شناسان به آن، مي‌تواند به عنوان سندي از تاريخ پرفراز و نشيب ايران مورد استفاده قرار گيرد.
مسوول اداره پژوهش و حفظ و احيا اداره ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري كرج نيز به خبرنگار ايرنا مي‌گويد: قلعه شاه دژ كرج به لحاظ نوع معماري و قرار گرفتن بر فراز بلندترين ارتفاعات با سه قلعه ري زمين، تنگه كسيل و قلعه دختر كرج مشابهت دوره زماني دارد.
عليرضا دهقان مهرجردي افزود: ايجاد مسير دسترسي به اين قلعه صعب العبور در توان اداره ميراث فرهنگي نيست و اجراي چنين برنامه‌اي به همكاري و تعامل ديگر نهادها و سازمانها آنهم در سطح بالا نياز دارد. وي اظهار داشت: ازسوي ديگر هرگونه مداخله در محيط پيراموني اين قلعه به لحاظ قرار گرفتن در حاشيه رودخانه و حريم محيط زيست و ديگر اداره ها، با مشكل روبرو مي‌شود و تمام اين مسايل بايد مرتفع شود تا بتوان از اين جاذبه قديمي تاريخي، بهره برد.
وي درمورد ثبت اين قلعه در فهرست آثار تاريخي گفت: با توجه به اينكه آثار اندكي از جمله پايه‌هاي كوتاهي از اين قلعه باقي مانده، اين امر ثبت اين اثر به عنوان يكي از قديمي‌ترين آثار كرج در فهرست آثار تاريخي كشور را با مشكل مواجه كرده است. مهرجردي بدون اشاره به جزئيات بيشتر خاطرنشان كرد: اكنون تدابيري براي حفاظت و معرفي بيشتر اين قلعه در دست بررسي است.
قلعه شاه دژ كه روزگاري با اتاق سربازان، آب انبار، اصطبل، برجهاي دفاعي و ديگر مكانهاي خود پذيراي سربازان و ديده بانان و ... از اهميت بسزايي برخوردار بوده، امروز ناشناخته و منزوي بر فراز قله‌هاي البرز، افق‌هاي دور را به نظاره نشسته است. قلعه‌اي كه كمي تحقيق و بررسي درمورد آن، مي‌تواند چيره دستي و مهارت پيشينيان اين سرزمين در انتخاب موقعيتي استراتژيك براي ساخت بناي قلعه و نيز صعود به آن را نمايان مي‌سازد كه هنوز هم اهميت خود را حفظ كرده است. شاه دژ، قلعه‌اي كه بيانگر هويت تاريخي و دانش بالاي جغرافيايي و معماري اين مرز و بوم بوده و به عنوان برگي از تاريخ كرج، احياي دوباره آن احياي فرهنگ و تاريخ منطقه و رونق صنعت گردشگري را درپي دارد.

حالا به اين متن هم توجه كنيد كه در دانشنامهٔ آزاد

"ويكي پد يا" آمده هم توجه كنيد:

قله شاهدژ با ۲۸۰۳ متر ارتفاع، بلندترین قله (و نه بلندترین مکان[۱]) شهرستان ساری ، واقع در دهستان چهاردانگه‌ی بخش چهاردانگه است. شاهدژ محل مناسبی صخره‌نوردی است، ارتفاع ۵۰۰ متری قله سنگی آن که با زاویه‌ای ۹۰ درجه محیط مناسبی برای صخره‌نوردی، سنگ‌نوردی است.

خصوصیات

دامنه‌های شاهدژ تا ارتفاع ۲۵۰۰ متری پوشیده از جنگل است و در تاج قله، دیواره جنوبی سنگی سفید و براق، در آفتاب پرنور کوهستان چون نگینی درخشان بر مخملی زمردین، دیدگان را به خود معطوف می‌دارد و کمی پایین‌تر از جنگل و در شیب دامنه‌های جنوبی آن، زمین‌های زراعی کشاورزان و چراگاه پرعلف و گله‌های دامداران به چشم می‌خورد و در هر گوشه‌ای از دامنه پرمهر آن، چشمه‌های زلال و خنک جاری است که یکی از سرچشمه‌های رود تجن محسوب می‌شود.

در بالای قله که زمینی صخره‌ای و سرسبز و نیمه‌هموار با پوشش علفی و در حدود یک هزار متر مربع است، نشانه‌هایی از دژ و اماکن مسکونی باستانی به چشم می‌خورد که امروزه جز تکه‌های خشت و سنگ‌چین خرابه‌هایش، چیزی از آن باقی نمانده‌است.

دامنه‌های شرقی، شمالی و غربی شاهدژ که مشرف بر روستاهای عالی‌کلا، لنگر و جمال‌الدین‌کلا است، دارای پوشش گیاهی جنگل و علفزار با شیب تند بوده و در قسمتی از دامنه شمالی، با انباشت برف و یخ در چاله‌ای عظیم که در طول سال همچنان برودت خود را حفظ می‌کند یخچالی طبیعی به‌وجود آمده‌است.

خاستگاه نامگذاری

اهالی منطقه بالاده که حدود یک هزار سال در این جا سکونت دارند بر این عقیده‌اند که بر بلندای شاهدژ، پادشاهانی زندگی می‌کردند و بر همین اساس نام قله به «شاهدژ» معروف شده‌است و باز باور بر این دارند که در روزگاران باستان، پادشاه اساطیری ایران کیکاووس در اینجا زندگی می‌کرد.

 دژ واقع در دامنه‌ی قله

اسماعیل مهجوری نویسنده‌ی «تاریخ مازندران» در پوشینه‌ی دوم این کتاب درباره‌ی دژ واقع در شاهدژ چنین می‌نویسد :

این دژ بلند و سهمگین، تنها یک راه دارد و آن هم سخت و دشوار است. بر بالای گردنه‌ آن، نزدیک به محوطه داخلی، دیواری است که بیرون آن با سنگ و درونش با آجر ساخته شده است. در بالای گردنه نشانی از دروازه دژ دیده می‌شود. قسمت داخلی کوه که اکنون چراگاه گوسفندان است، روزی پناهگاه و لشکرگاه اسپهبدان باوندی بوده است. داخل دژ در یک گوشه، آخور سنگی دیده می‌شود و در سوی دیگر تونلی است دراز که دژ را به محلی اتصال می‌دهد. قسمت دیگر کوه چاهی است به عمق تقریبی ۵۰ متر، داخل این چاه طاقی بزرگ است که از آنجا، اطراف بیرون به خوبی دیده می‌شود.

خط ارتفاع طاق بر پایه کوه عمود است و در میان دره، راهی است به لنگر و بالاده. احداث این طاق نشان می‌دهد که این محوطه در روزگار اسپهبدان، جای دیده‌بانان بوده و مسلما محیطی که امروزه به شکل چاه درآمده است، در آن سالها پلکانی داشته که از دژ به دیدگاه رفت و آمد می‌شده است.

در محوطه داخلی دژ،آثار گودال‌ها و حوض‌های طبیعی و مصنوعی دیده می‌شود، افزون بر این از دیواره بیرونی این کوه تا دره و دیواره کوه مقابل، لوله‌های ساروجی(سمنتی) یا فلزی کشف شده است و می‌رساند که در آن سالها،آب چشمه باریک ایلال و یا کوهی دیگر با این لوله‌های مصنوعی به شاهدژ می‌رفته است. با این توضیح دور نبست که زنان حرمسرای محمد خوارزمشاه به این دژ آمده باشند که هم به کوه قارن و دهستان و هم به آبسکون و تمیشه نزدیک است وهم به شاهراه قدیم عراق و خراسان اتصال دارد.

غارها

غار «کالُم‌مال» از دیگر غارهای شاهدژ است که در ۲۰۰ متری شیب دامنه شرقی قله در میان تخته‌سنگ‌های بزرگ به صورت چاهی عمیق درآمده‌است.

ورودی غار به صورت دهانه چاهی به قطر ۶۰ تا ۷۰ سانتیمتر در سطح زمین و در میان تخته سنگ‌ها قرار دارد که یک انسان به سختی وارد آن می‌شود. از ورودی غار تا کف آن در حدود ۳ متر ارتفاع داشته و کف آن در حدود ۱۲ تا ۱۵ متر مربع است. سقف مرتفع غار پوشیده از بلورهای آهکی (استلاگتیت) بوده و کف آن از خاک و سنگ‌های آهکی می‌باشد. در داخل غار فضای بزرگی به سوی شمال شرقی و شیبی تند به سوی پایین قرار دارد که به علت تاریکی مطلق و لغزنده بودن، بدون وسایل مجهز غارنوردی امکان ادامه مسیر وجود ندارد.

منابع

برای نمونه یکی از مکان‌هایی که مرتفع‌تر از قله‌ی شاهدژ است «کوه چهارنو» در ضلع جنوبی شاهدژ است که مرز استان سمنان و مازندران می‌باشد و ۲۸۸۳ متر ارتفاع دارد.

  • فرهنگ اساطیر، دکتر محمد جواد یاحقی، انتشارات سروش، چاپ دوم، تهران، ۱۳۷۵، ص ۳۴۴
  • همان، صص ۲۶۳ و ۲۶۴
  • چِکِل = در زبان تبری تخته سنگ‌های بسیار بزرگ و یا دیواره‌های سنگی کوه را می‌گویند.
  • شعر از نوار چکل سروده استاد محمد علی کاظمی شاعر خوش ذوق مازندرانی که در بهار سال ۱۳۵۴ آن را به صورت دستی ضبط کرده، گرفته شده‌است.

 

موضوعات مرتبط: مطالب تاریخی ، مطالب فرهنگی و اجتماعی

نوشته شده در دوشنبه 1392/11/14ساعت 10:58 قبل از ظهر توسط حمزه (امیر)خلیلی واوسری|

تابستان امسال يادواره شهداي پنج روستاي واوسر ؛ بالاده ؛ پايين ده ؛ قلعه و تيله بن

با ذوق و شوق و صفايي خاص در روستاي مير افضل( كه تكه اي از روستاي واوسر قديم است)

برگزار شد.كارهاي هنري اش را دوست خوبم حجت الله اسحاقي انجام داد و شمّه اي از آن

را برادر نازم محمد رضا مسلمي در پنجره زيباي " واوسر سلام" منتشر كرد و من هم

با اجازه هر دو عزيز به خاطر وظيفه اي كه احساس مي كنم؛ منتشر مي نمايم.

 

آپلود عکس و فایل نودهشتیا

موضوعات مرتبط: مطالب تاریخی ، مطالب فرهنگی و اجتماعی

نوشته شده در شنبه 1392/11/12ساعت 10:57 قبل از ظهر توسط حمزه (امیر)خلیلی واوسری|

 

 

 

 

 

 

 

 

ديروز صبح برادرم ؛ وحيد؛ زنگ زد و گفت:واحد شمارش نامه چيه؟ نمي دانستم و حكايت آن شعر شدم كه تا

بدانجا رسيد دانش من / كه بدانم همي كه نادانم.

با خود فكر كردم موضوع خوبي است و براي دوستان در وب مي گذارم تا با هم مرور كنيم:

باب واحد شمارش خانه و مغازه


بار واحد شمارش کالاي بسته بندي شده


برگ واحد شمارش کاغذ بدون جلد

بند واحد شمارش دسته‌ي کاغذ


تخته واحد شمارش قالي – پتو – فرش


واحد شمارش پارچه توپ


تير واحد شمارش فشنگ


ثوب واحد شمارش لباس دوخته


جام واحد شمارش شيشه و آينه


کفش جوراب ، دستکش جفت واحد شمارش


جلد واحد شمارش کتاب


مداد قرقره ، دکمه و جين واحد شمارش


حب واحد شمارش قرص ، قند ، آب نبات


حلقه واحد شمارش فيلم ، لاستيک ، چاه


مداد گردو و دانه واحد شمارش


دست واحد شمارش مبل ، ظروف


شمارش راديو ، تلويزيون ، دوربين دستگاه واحد


دسته واحد شمارش گل و گياه


دوجين واحد شمارش بسته هاي ۱۲ تايي


دهنه واحد شمارش مغازه


رأس واحد شمارش حيوانات اهلي


رشته واحد شمارش قنات ، گردن بند


سر واحد شمارش گاو ، گوسفند ، گله


سکه واحد شمارش انواع پول فلزي


شعله واحد شمارش لامپ ، شمع


شيشه واحد شمارش ظروف مايعات


طاقه واحد شمارش پارچه


طغري واحد شمارش نامه ، پاکت


عراده واحد شمارش توپ ، تانک


فال واحد شمارش چند عدد گردو


واحد شمارش وسيله‌ي نقليه‌ي هوايي ، دريايي فروند


فقره واحد شمارش چک ، سفته ، اسناد


قبضه واحد شمارش چاقو ، تفنگ ، مسلسل


قراسه واحد شمارش لوازم التحرير ، بند کفش

 

موضوعات مرتبط: مطالب فرهنگی و اجتماعی

نوشته شده در سه شنبه 1392/11/01ساعت 9:31 قبل از ظهر توسط حمزه (امیر)خلیلی واوسری|

 

در آسمان چشمم ديگر ستاره اي نسيت

فصل خزان كه آمد ؛ باغ بهاره اي نيست

رفتي و بي تو بايد عادت كنم به دردم

در كوچه هاي بن بست بخت دوباره اي نيست

فالي گرفتم و گفت:كشتي شكسته ها را

دريا چو شد تلاطم ؛ از مرگ چاره اي نيست

پيشاني ام كبود و سجاده ام حجازي

در شهر قلبم امّا بانگ مناره اي نيست

گفتي شفاست حرفم ؛ اي بوعلي ؛ ولي من

ديدم در آن ز قانون حتي اشاره اي نيست

قرني كه دود و اتش آيينه ي قرون است

الْف و الِف مجوييد زيرا هزاره اي نيست

جايي كه قيمت نان با جان برابري كرد

مرگ است و عمرها را ديگر كناره اي نيست

از من غزل مخواهيد با رنگ و بوي حافظ

وقتي فضا سياسيست ؛ معشوق كاره اي نيست

موضوعات مرتبط: شعر

نوشته شده در شنبه 1392/10/21ساعت 2:44 بعد از ظهر توسط حمزه (امیر)خلیلی واوسری|



      قالب ساز آنلاین